بازدید: 0 نویسنده: ویرایشگر سایت زمان انتشار: 29/10/2024 منبع: سایت
لوپوس اریتماتوز سیستمیک (SLE) یک بیماری خودایمنی مزمن پیچیده است که با تولید نابجای خود آنتی بادی و التهاب سیستمیک مشخص می شود. DNA دو رشته ای (dsDNA)، یک جزء هسته ای هسته ای، به عنوان محرک اصلی پاتوژنز SLE شناخته شده است. آنتی بادی های ضد dsDNA یک معیار تشخیصی مشخص برای SLE هستند و به طور مستقیم با فعالیت بیماری و شدت آسیب اندام ارتباط دارند. پیش بالینی مدل های لوپوس اریتماتوز سیستمیک موش (SLE) و ترجمه بالینی مدل NHP سیستمیک لوپوس اریتماتوز (SLE) به ابزاری ضروری برای رمزگشایی نقش dsDNA و توسعه درمان های هدفمند تبدیل شده است.
در افراد سالم، سیستم ایمنی به طور موثر سلول های آپوپتوز و DNA خود را بدون تحریک پاسخ های ایمنی پاک می کند. اما در SLE، اختلال در پاکسازی بقایای سلولی منجر به تجمع dsDNA خارج سلولی می شود که توسط سیستم ایمنی نامنظم به عنوان خارجی شناخته می شود. این باعث تولید اتوآنتی بادی های ضد dsDNA می شود که یکی از ویژگی های مشخص این بیماری است.
افزایش سطح آنتی بادی anti-dsDNA نه تنها برای تشخیص SLE استفاده می شود، بلکه به عنوان یک نشانگر زیستی قابل اعتماد برای نظارت بر شعله های بیماری نیز عمل می کند. تیترهای بالای این آنتی بادی ها به شدت با درگیری شدید اندام ها، به ویژه نفریت لوپوس، که تا 60 درصد از بیماران SLE را تحت تاثیر قرار می دهد و یکی از علل اصلی عوارض و مرگ و میر است، مرتبط است.
مدلهای حیوانی SLE بهطور صادقانه ویژگیهای کلیدی SLE انسانی، از جمله تولید آنتیبادی خودکار، تشکیل کمپلکس ایمنی و التهاب اندامها را مرور میکنند و آنها را برای بررسی پاتوژنز با واسطه dsDNA ایدهآل میسازد:
مدلهای SLE موش : مدلهای خودبهخودی (مانند NZB/W F1، MRL/lpr) و مدلهای القایی پاسخهای آنتیبادی ضد dsDNA و گلومرولونفریت قوی ایجاد میکنند، که مطالعات مکانیکی در مقیاس بزرگ و غربالگری دارو را ممکن میسازد.
مدلهای NHP SLE : مدل NHP ناشی از آگونیست TLR-7 از نزدیک از خودایمنی سیستمیک انسان، از جمله فعالسازی ایمنی مبتنی بر dsDNA و آسیب ارگان، تقلید میکند و دادههای بسیار پیشبینیکننده را برای اعتبارسنجی بالینی در مراحل پایانی ارائه میدهد.
این مدلها به محققان اجازه میدهند مسیرهای خاصی را در یک محیط کنترلشده دستکاری کنند و مستقیماً روابط علی بین dsDNA و پیشرفت بیماری را که در بیماران انسانی قابل مطالعه نیست، آزمایش کنند.
dsDNA از طریق دو مکانیسم به هم پیوسته اولیه به پاتوژنز SLE کمک می کند:
تشکیل و رسوب کمپلکس ایمنی : dsDNA در گردش به آنتی بادی های ضد dsDNA متصل می شود تا کمپلکس های ایمنی را تشکیل دهد. این کمپلکسها در بافتهایی مانند کلیه، پوست و مفاصل رسوب میکنند و سیستم کمپلمان را فعال میکنند و پاسخهای التهابی شدیدی را ایجاد میکنند که باعث آسیب بافتی میشود. تحقیقات اخیر منتشر شده در Nature نشان داده است که فعال سازی مکمل این چرخه التهابی را تقویت می کند و آسیب اندام را تشدید می کند.
فعالسازی مسیر ایمنی ذاتی : dsDNA خارج سلولی توسط گیرندههای تشخیص الگو روی سلولهای دندریتیک پلاسماسیتوئید (pDCs)، بهویژه TLR-9 شناسایی میشود. این تشخیص، pDC ها را تحریک می کند تا مقادیر زیادی اینترفرون نوع I تولید کنند، یک سیتوکین کلیدی که خود ایمنی سیستمیک را در SLE ایجاد می کند. افزایش سطح اینترفرون باعث افزایش فعال شدن سلول های B و تولید اتوآنتی بادی می شود و یک حلقه التهابی خود نگهدار ایجاد می کند.
درک نقش dsDNA در SLE راه های جدیدی را برای توسعه درمان هدفمند باز کرده است. درمانهای سنتی مانند کورتیکواستروئیدها و سرکوبکنندههای ایمنی با طیف وسیع، التهاب را کاهش میدهند، اما به طور خاص به پاتوژنز با واسطه dsDNA نمیپردازند و عوارض جانبی قابلتوجهی دارند.
هدف درمانهای هدفمند نوظهور، مختل کردن مسیرهای ایمنی مبتنی بر dsDNA است:
عوامل کاهش دهنده سلول B : ریتوکسیماب و بلیموماب تعداد سلول های B و فعال شدن را کاهش می دهند و در نتیجه تولید آنتی بادی anti-dsDNA را کاهش می دهند.
مهارکنندههای مسیر اینترفرون : آنتیبادیهای مونوکلونال که اینترفرونهای نوع I یا گیرندههای آنها را هدف قرار میدهند، در آزمایشهای بالینی با مسدود کردن اثرات پاییندستی فعالسازی ایمنی ناشی از dsDNA، نویدبخش بودهاند.
مهارکنندههای کمپلمان : هدف از درمانهایی که اجزای مکمل را هدف قرار میدهند، جلوگیری از آسیب بافتی ناشی از کمپلکس ایمنی است.
پیشرفت های اخیر در تکنیک های مولکولی درک ما را از نقش dsDNA در SLE عمیق تر کرده است. محققان توالیهای dsDNA تحریککننده ایمنی خاصی را شناسایی کردهاند که پاسخهای ایمنی بهویژه قوی را برمیانگیزد و راه را برای توسعه درمانهای هدفمند توالی خاص هموار میکند.
با این حال، چندین چالش باقی مانده است. ناهمگونی بالای SLE به این معنی است که سهم dsDNA بین بیماران به طور قابل توجهی متفاوت است و توسعه درمان را پیچیده می کند. تحقیقات آینده بر روی موارد زیر متمرکز خواهد شد:
اصلاح مدل های SLE برای تکرار بهتر ناهمگونی بیماری های انسانی
شناسایی زیر مجموعه های بیمار بر اساس نشانگرهای زیستی مرتبط با dsDNA برای درمان شخصی
توسعه درمانهای جدید که مستقیماً dsDNA خارج سلولی یا تعاملات آن با گیرندههای ایمنی را هدف قرار میدهند.
dsDNA محرک اصلی پاتوژنز SLE است و نقش مهمی در تولید آنتی بادی اتو و التهاب سیستمیک دارد. مدلهای حیوانی SLE، از جمله مدلهای موش و NHP، در کشف این مکانیسمها و پیشبرد توسعه درمانی مؤثر بودهاند.
HKeybio، «متخصص مدل بیماریهای خود ایمنی» مجموعهای جامع از بیش از 500 مدل حیوانی تایید شده خودایمنی و بیماریهای آلرژیک را ارائه میکند، از جمله مدلهای SLE موشهایی که به خوبی مشخص شده و پیشرو در صنعت مدل لوپوس اریتماتوی سیستمیک NHP (SLE) . HKeybio با بیش از 50 مدل بیماری خودایمنی و آلرژیک پستانداران غیر انسانی و بیش از 300 تجربه ثبت موفق IND برای بیماریهای خودایمنی ، خدمات کارآمدی in vivo را برای پشتیبانی از برنامههای توسعه جهانی داروی SLE ارائه میکند. برای اطلاعات بیشتر لطفا مراجعه فرمایید www.hkeybio.com یا با tech@hkeybio.com تماس بگیرید.
پاسخ: آنتی بادی های Anti-dsDNA یک نشانگر زیستی تشخیصی مشخص برای SLE هستند. سطح آنها مستقیماً با فعالیت و شدت بیماری مرتبط است و نقش علی مستقیمی در آسیب بافت از طریق تشکیل کمپلکس ایمنی دارند.
A: dsDNA به آنتی بادی های ضد dsDNA متصل می شود تا کمپلکس های ایمنی را تشکیل دهد که در اندام ها رسوب می کند و کمپلمان را فعال می کند و باعث التهاب می شود. همچنین مسیرهای ایمنی ذاتی را برای تولید اینترفرون های نوع I فعال می کند و پاسخ های خود ایمنی را بیشتر تقویت می کند.
A: مدلهای SLE ویژگیهای بیماری انسانی را خلاصه میکنند و امکان بررسی کنترلشده مکانیسمهای dsDNA، آزمایش درمانهای هدفمند و شناسایی نشانگرهای زیستی را در یک محیط بالینی فراهم میکنند.
پاسخ: درمانهای کنونی و نوظهور شامل عوامل کاهشدهنده سلولهای B (ریتوکسیماب، بلیموماب)، مهارکنندههای مسیر اینترفرون و مهارکنندههای کمپلمان هستند که همگی فعالسازی ایمنی مبتنی بر dsDNA را مختل میکنند.
پاسخ: چالشهای اولیه ناهمگونی بالای SLE، پاسخهای متغیر بیمار به درمان، و نیاز به مدلهای پیش بالینی دقیقتر است که پیچیدگی بیماریهای انسانی را بهتر تکرار میکنند.